ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

168

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گرديد . اين كناره‌گيرى از ماه رمضان تا روز عيد قربان ادامه داشت . سپس جلال الدوله او را خواست و بيمناك نزد او رفت . جلال الدوله تنها با او خلوت كرد و به او گفت : همه كس ميداند كه تو از حيث مال و جاه و نزديكى بما از اكثر فقهاء برتر هستى ، با آنها مخالفت كردى در آنچه كه ميل من بود ، و اين كار نكردى مگر بسبب اينكه گناهى از تو سر نزده باشد و پيروى از حق كرده باشى ، جايگاهت در امر دين بر من آشكار شد و مقام دانش تو معلوم ما گرديد ، و پاداش آن در اين دانستم كه تو را گرامى داشته و تنها تو را نزد خويش خوانم ، و اجازت ديگران را براى بار يافتن به تو واگذاردم كه بر آنها بازگشت من به آنچه كه دوستدارى محقق گردد . مارودى او را سپاس . گفت و دعا كرد . و اجازت بهر كس كه حاضر به خدمت و انصراف بود بداد . بيان پاره‌اى از رويدادها در اين سال شبل الدوله نصر بن صالح بن مرداس ، حكمران حلب كشته شد . دزبرى و سپاه مصر او را كشتند و حلب را تصرف كردند . در اين سال علماء انكار عقيدهء ابى يعلى بن القراء حنبلى را كه محتوى كتاب او كه دربارهء خداوند سبحانه و تعالى و مشعر بر عقيده تجسم بود نمودند . و ابو الحسن قزوينى زاهد در مسجد منصور ( در بغداد ) حاضر شد و بمنبر رفت و در ايناره سخن راند و گفت بزرگ است خدا از آنچه ستمكاران همى گويند ، و بلندى جايگاهش بس بزرگ است . در اين سال ابن وثاب نميرى ، حكمران حران بسبب عجز خود با روميانى كه در رها بودند آشتى كرد و آباديهاى اطراف رها را چنان كه اولا ذكر كرديم تسليم آنها كرد و روميان كه در دژ شهر متحصن بودند ، از آن بآستيان فرود آمدند . و روميان در آن ناحيت عده‌شان فزونى پيدا كرد و مسلمانان از وجود آنها بر حران بترسيدند . روميان رها را با ساختمانهاى خوب و استحكامات آباد كردند .